یک شاعرانه ی آرام

جایی برای دل نوشت ها و شاعرانه هایم با کمی دیوانگی

یک شاعرانه ی آرام

جایی برای دل نوشت ها و شاعرانه هایم با کمی دیوانگی

بانو! شنیده ام در حوالی خواب هایم سرک می کشی...

میان تاریکی کابوس هایم

من پنجره ای رو به چشمان تو باز می کنم

حالا که عطر تو نزدیک است

من در های خانه ام را باز گذاشته ام

پس دل دل نکن بانو...

همه ی آن کابوس ها

با خبر آمدنت، کوچ کرده اند

گره این همه بغض خسته از انتظار،

تنها با دستان تو باز میشود...

...

تو فقط چترت را فراموش نکن...

و بیا

 

نظرات 2 + ارسال نظر
ستاره یکشنبه 14 مهر 1392 ساعت 23:58

چه قشنگه،،،نمیدونم ولی این شعرهات رو بیشتر دوستم میاد

:)

شیوا یکشنبه 14 مهر 1392 ساعت 12:42 http://Sokoteinroozha.blogfa.com

حالا که عطر تو نزدیک است... تعابیرت مثل همیشه بجاست مازیار. فقط بیا با جتر.

ممنونم شیوای عزیز

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.