این شب پر از فکر
و دل دل بغض گره خورده ام ،
این باران پاییزی که
- به جای من - می بارد
و شبی که تمام نمی شود،
این بغض ترک خورده
و
من و شعر های سید* عزیز....

بیا برویم
تا غروب جمعه
تا آن بغض بی دلیل...
و
من سر به روی پایت می گذارم
و تو از تمام خواب هایی که در شب هایم
از آن ها عبور کردی،
برایم قصه ها خواهی گفت...
نوازشم کن، بانو...
شاید طلسم این همه کابوس
با دستان تو بشکند،
و من آرام بخوابم و در صبح شنبه ای آفتابی
رو به عطر موهایت بیدار شوم...
حالا مرا در آغوش بگیر
بگذار
اینهمه دلهره ی نیامدنت،
نبودنت، رفتنت را
با صدای لبخندت
فراموش کنم...
من خسته ام بانو،
تو، هی بخند....
با
این همه خیال گمشده در باد
و این همه آرزوی خاکستر نشین،
برای لبخندی که از سر بغض نباشد
دلتنگم...
بانو!
تو که نباشی،
غم انگیزم
مثل تانگویی یک نفره زیر باران...
که هنوز،
تمام سهم مارا از زندگی نداده اند
هنوز فرصت برای باران و خیال و بوسه هست ؛
هنوز قهقه ی خنده های بی دلیل مانده است ،
برای لبخند هایی عاشقانه و عاشقانه های پر لبخند
باید امید داشت ...
این روزها می دانم تو نزدیکی بانو!
صدای نفس هایت را می شنوم !
حالا هرچقدر دنیا بخواهد
شبم پر از کابوس و
روزهایم پر از بغض باشد،
دیگر افاقه نمی کند....
من پر از شادمانی سبزی هستم
که با هیچ چیز خراب نمیشود...
این روزها فهمیده ام
این بغض همیشگی را نمی شکنم،
و هر شب به سراغ کابوس هایم میروم
تا فراموش نکنم
سهم من از امید و شادی کوتاه است...
دنیا به جنگ من آمده است
و می دانم
رویاها را برای نرسیدن می سازند...
به سادگی خودم می خندم
که باور دارم در این جنگ
چیزی برای بردن هست؛
حالم خوش نیست
می دانم می گویی فردا روز دیگری است،
اما امشب باد همه چیز را با خود خواهد برد....
دنیای من اول دی به پایان نخواهد رسید،
سالهاست مرده ام
و خواب زندگی می بینم...
تا به خواب هایم پا می گذاری،
تمام جنگ های دنیا پایان می یابد،
و همه ی مردمان آفریقا سیر میشوند
ولی
وقتی نیستی
تمام روزهای من غروب جمعه ای است بارانی...
پس دل دل نکن بانو!
بخاطر مردم دنیا هم شده،
پا از خواب هایم بیرون بگذار،
شاید این همه بغض نشکسته
در دستانت باران شود
و این دنیا جایی برای زندگی...
به صدای تو پناه می برم..
که لا به لای هذیان های شبانه ام می پیچد...
همه ی دلخوشی من
همین خواب ساده است،
- که عطر تو از آن میاید -
من برای تو
به شب کوچ می کنم...
و
به دنبال رد گام هایت
تا انتهای خواب هایم میروم..
هی بانو!
این شب ها
تمام حرف من
اسم توست...